العلامة المجلسي

937

حياة القلوب ( فارسي )

پس خدا وحى كرد به داود عليه السّلام كه : به أو بگو : به آنچه مىكنى جزا مىيابى « 1 » . به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه حق تعالى وحى فرستاد بسوى داود عليه السّلام كه : هر بنده‌اى كه پناه بسوى من آورد در نگاه داشتن از بلاها وجلب نعمتها وبر من توكل كند نه بر ديگران ، ودانم از نيّت أو كه در اين دعوى صادق است ، اگر آسمانها وزمين وهر كه در آنها است با أو در مقام كيد وضرر درآيند البتة براي أو به در شدى از ميان آنها قرار دهم وأو را از شرّ آنها نجات دهم ، وهر بنده‌اى كه از نيّت أو دانم كه اعتماد بر غير من مىكند وپناه بغير من مىبرد البتة قطع كنم أسباب آسمانها را از دست أو وزمين را در زير أو سخت گردانم وپروا نكنم در هر وادى كه أو هلاك شود « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه حق تعالى وحى نمود به داود عليه السّلام كه : بگو به جباران وستمكاران كه مرا ياد نكنند با آن حالي كه دارند ، كه هر بنده‌اى كه مرا ياد مىكند من أو را ياد مىكنم ، وچون ايشان را ياد كنم با آن حال بر ايشان لعنت مىفرستم « 3 » . به سند صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : در بني إسرائيل عابدى بود كه حضرت داود عليه السّلام را عبادت أو بسيار خوش مىآمد ، پس حق تعالى وحى فرستاد بسوى داود عليه السّلام كه : هيچ كار أو تو را خوش نيايد كه أو مرائي است وعبادت مرا براي مردم مىكند . پس چون آن شخص فوت شد ، به نزد آن حضرت آمدند وگفتند : فلان عابد مرد ، آن حضرت گفت : أو را دفن كنيد ؛ وبه جنازهء أو حاضر نشد . پس بني إسرائيل بر داود عليه السّلام انكار كردند وكار أو را نپسنديدند وتعجب كردند كه چرا به جنازهء أو حاضر نشد ، وچون أو را غسل دادند پنجاه كس برخاستند وگفتند : به خدا شهادت مىدهيم كه بغير از نيكى از أو چيزى نمىدانيم ودر نماز أو نيز پنجاه نفر اينچنين شهادت دادند . پس حق تعالى وحى فرستاد بسوى داود عليه السّلام كه : چرا به جنازهء فلان مرد حاضر نشدى ؟

--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه 4 / 21 ؛ وسائل الشيعة 20 / 355 . ( 2 ) . كافى 2 / 63 . ( 3 ) . فلاح السائل 37 .